حال!

بعلهههه

دوست دارم .. با تو از چراغ قرمز ها بگذرم

در کنارت شوقی کودکانه دارم
برای تملّک میلیون ها برگِ جریمه!
میلیون ها حماقت...
وقتی بازویت به بازویم می پیچد
می خواهم تابلوهای شیشه یی عشق را در هم شکنم
و اعلامیه های حکومتی را
که از مصادره ی عشق سخن می گویند...

چه لذتی دارد
شنیدن صدای شیشه های شکسته
زیر چرخ ماشین!

(‌سانسوووووووور)


... نزار قبانی ...
---------
اون قسمت که سانسور شد از نظر من شر و ور بود!!!
با پوزش از نزار قربانی
به نظر من عشق یعنی زندگی
نه اون چیزی که آقای قربانی گفته بود!
قسمت حذف شده این بود:

خنجرت را از سینه ام بیرون بکش!

بگذار زندگی کنم!

عطرت را از پوست تنم بگیر!

بگذار زندگی کنم! ...
گفتم که شر و ور بود 

/ 0 نظر / 7 بازدید