اوپسس

انگار یه چیزی مجبورم میکنه بنویسم
به شدت نیاز دارم به این کار ...

حوصله نوشتن از چیزای نوستالوژیک ندارم!
حس نوشتن از آینده رو هم ندارم
اصلا نیازی نیست این همه از آینده و گذشته بگیم !!!

گذشته که گذشت ...
چه درس بگیریم چه نه
چه سر کلاسش حاظر باشیم چه جیم بزنیم!

رو آینده هم که حرفی نیست
میشینی این همه برنامه می ریزی آخرش که چی؟؟
برنامه می ریزی غافل از اینکه یهو همه چی بهم می ریزه!
جوری برنامه هات درهم میشکنه که هیچ وقت نمیفهمی از کجا خوردی!

آینده رو میخوای داشته باشی باید تلاش کنی
انقدر تلاش کنی که کون خودتو پاره کنی!!!
این یعنی بهترین برنامه ریزی واسه آینده موفق!

پس گذشته وآینده رو بیخیالش رفیق

باید از حال نوشت!
از حال و حال حال!
یعنی باید از زمانی که حس هیچ عشق و حالی رو نداری بنویسی!!

انقدر باید بگی و بنویسی که دیگه چیزی رو دلت نمونه
نگی رو دل میکنی پسر
خفه میشی!!
کی گفته ته خفقان رهاییه!؟
خفه نشدی داداش که این حرفو میزنی!

یه روز میاد از بس که حرفاتو نزدی خفه میشی!
خفه که بشی دیگه تمومه
اولش فکر میکنی حس خوبیه

اما نه اینطور نیست
کم کم که زمان میگذره میبینی ریدیییییی!!!

تریپ آرمان گرایی و نصیحت و روشن فکری بر میداری
اما نمیشه!
هر کاری کنی نمیشه!

وقتی خودت درد داری
هیچ چیزی جز دوای خودت دردتو درمان نمیکنه

اسکی نرو الکی
اشکالی نداره گاهی وقتا تو هم از دردت بگی!
گاهی وقتا باید فریاد بزنیییی

نکنی این کارو خفه میشی
میفهمی؟؟

خفه شدممممممممممممم
هیسسسسسس لال باش تا محبوب باشی!!!
فریااااااااااددددد------خفه
جییییییییییغغغغغغغ
صدای درد نمیمیره متاسفانه
به امید روزای خوبم
خرابیم دادش خرااااب   ------------ یه رفیق نداریم بیاد بزنه زیر گوشمون یهو ته دامون خالی شه هرچی که هست بریزیم بیرون بگیم ای باابااااااااااا هیییییییییییسسسسسسسسسس

/ 0 نظر / 9 بازدید